قالبهاي حروف بسيار زيادي لازم بود، كه ارزش اقتصادي آن اختراع را تحتالشعاع قرار ميداد.
چاپ حروفي احتمالاً براي علماي خاوردور نوعي از عجايب بوده است، كندهكاري متون بر صفحات چوبي بسيار مناسبتر بود، بهويژه براي متنهايي كه جنبهٴ موسمي نداشت، بلكه متنهاي ثابت ديني و فلسفي بودند و بهآساني ميشد آنها را در وقت ضرورت چاپ كرد.
باتوجه بهصورت معماگونهٴ آن، مثل اين بود كه چينيان بدون توقف در مرحلهٴ چاپ مسطح يا حروفي بلافاصله، به مرحلهٴ چاپ افست پريده بودند.
چاپ باسمهاي روي چوب در ربع آخر سدهٴ چهاردهم، مستقلاً در غرب اختراع شد؛ ولي در زمينهٴ چاپ متون (برخلاف تصاوير) رشدي نكرد. در حاليكه چينيان از باسمه براي چاپ تمام متون استفاده ميكردند، مسيحيان آنرا براي چاپ تصاوير و متنهاي كمابيش كوتاه بهكار ميبردند. آثار باسمهاي درخور ذكري در غرب وجود ندارد؛ ميتوان گفت چاپ در غرب با كشف مجدد چاپ حروفي در ربع دوم سدهٴ پانزدهم آغازشد. پس از اين كشف، صنعت چاپ با سرعتي فزاينده در نيمهٴ دوم قرن، گسترش يافت، ولي با اينهمه، پيش از 1500، در اروپا خيلي كمتر از آن چيزي چاپ شده كه قرنها پيش از آن در خاوردور چاپ شده بود.
7. تعادل مايعات
سنّت ارشميدسي را باجو (بلاسيوس) پلاكاني پارمايي با احياي فكر اوليهٴ آرئومترِ1 وزن ثابت دنبال كرد. تا ظهور جامباتيستا در سال 1585، و بهويژه سيمون استوين در سال 1586 كار تازهاي در زمينهٴ تعادل مايعات ارشميدسي انجام نگرفت.
8. آبروگاهها
چيزي نميتوان به مطالب قسمت ((ز)) فصل اول و قسمت ((و)) فصل هفتم افزود.
8. م. فلزكاري و كانيگري
كانيگري با زمينشناسي و علم مواد با كانيگري چنان پيوند نزديكي دارند كه اين دو مقوله را در جاي مناسب خودشان يعني فصل بيست و چهارم (يا قسمت ((ي)) از فصل پانزدهم) بايد يافت، كه دربارهٴ تاريخ طبيعي است.